|
قاصدک ها تو قصه ها خبر می بردن برامون
اما قاصدک قصه ما خودش یه ماه کامل تو آسمون شاید ز ماه سرتره از ستاره م بهتره واسه تنهای قصه ما قاصدک مهربون حتی بزرگتره از آسمون! آخه تنها عاشق شده بود عاشق ناز قاصدک اما حیف که ریتم قلب قاصدک با ریتم تنها جور نبود چشمای ناز قاصدک تو انتظار نشسته بود قاصدک تو فکر یکی دیگه و تنها تو فکر قاصدک تا آخرش.با تنهایی نشسته بود آخه تنها عاشق شده بود.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 2:3 توسط واحدی
|
مهربان بانوی عاشق
زیبا فرشته خدا وجودی فراتر از بقا تمام آرزوهای خوب بدرقت تو روز وداع ! فریاد می زنم بی صدا فقط با یک نگاه مهربان بانوی خدا تو را وداع ! تقدیم به خواهر عزیزم سمیرا
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:9 توسط واحدی
|
کاش قلبم درد نداشت کاش دلم تنگ نبود کاش تقویم دلم همش پاییز نبود کاش غم نبود،اشک نبود، گریه نبود کاش می شد تنهایی را تبعید کرد کاش می شد خندید گریه کرد از سر شوق آخرین برگ تقویم دلم روزی بارانیست روزی که دلم تا ابد تنها نیست 20/11/86
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 2:16 توسط واحدی
|
رنجم از رفتن عمر نیست
ترسم از مردن نیست رنجم از سفر است از دوری،تنهایی ترسم آن است که آن روز که بر دوش مرا می برنم آن روز که نیست روح بر بدنم مردم بگویند: که تنها بود ترسم از مردن نیست ترسم از تنهایست
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 12:12 توسط واحدی
|
|
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...