|
رنجم از رفتن عمر نیست
ترسم از مردن نیست رنجم از سفر است از دوری،تنهایی ترسم آن است که آن روز که بر دوش مرا می برنم آن روز که نیست روح بر بدنم مردم بگویند: که تنها بود ترسم از مردن نیست ترسم از تنهایست
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 12:12 توسط واحدی
|
|
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...